نناچی نندطاطا
سلام نازنازی مامان عزیزم این روزا کمتر وقت میکنم به وبلاگت سر بزنم برات مطلب بزارم ، سرم خیلی شلوغه ، همش تو فکر تدارکات تولدت هستم یکی از اون تدارکات تمیز کردن خونه که کلی از وقتم گرفته از یه طرف باید به خونه برسم از طرف دیگه باید مراقب شما باشم تا یه وقت شیطونی نکنی و اون دست و پا نازنینت زخمی نشه عزیز دلم. البته بگذریم که گاهی اوقاتم شیطونی میکنی و همه چیزا بهم میدی من عصبانی میکنی مثلا همین دیروز وقتی داشتم کارامو میکردم متوجه شدم که که صدات نمیاد و از اونجایی که تو خونه خیلی حرف میزنی ،حرف نزدنت یعنی اینکه داری یه کاری میکنی ووقتی که اومدم سر وقتت دیدم که دفترچه یادداشت باباامیر برداشتی و تک تک ورقه هاشو...
نویسنده :
مامان مرجان
17:55








